على آقا نورى

19

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

برخى دسته‌هاى صوفيان را نيز با عنوان فرقه برشمرده‌اند . « 1 » در مجموع چنين مىنمايد كه مراد صاحبان اين آثار از فرقه و تمايز آن از غير فرقه روشن نيست . اين واژه نزد برخى ( با توجه به معناى لغوى آن ) در معناى ضد جماعت به كار رفته و نشانگر ويژگى دسته‌هاى پراكنده و اهل هواوهوس است كه داراى آرا و انديشه‌هاى مختلف ، همراه با تنازع و اختلاف بوده‌اند و طبعا بار معنايى منفى داشته است ؛ « 2 » اما با اندك توجه و جست‌وجو در كاربردهاى آن در فرهنگ اسلامى و متون روايى و نيز كاربرد آن نزد ارباب ملل و نحل ، به دست مىآيد كه در مجموع از چنين واژه‌اى معناى ناپسندى اراده نشده است . به علاوه آن در اين صورت ، پسوند ناجيه و هالكه و حق و باطل براى آن معناى محصلى نداشت . عالمان و فرقه‌شناسان اسلامى شرط اصلى تمايز فرقه اسلامى از غيراسلامى را در اقرار به شهادتين و پذيرش فى الجمله آموزه‌هاى پيامبر صلىّ اللّه عليه و آله مىدانند و بر اين اساس ، عموم متكلمان ، غلو و اباحىگرى و قول به تناسخ و احيانا دشمنى با خاندان نبوت ( ناصبىگرى ) را خروج از ملت اسلام تلقى مىكنند . « 3 » با اين‌حال در تعيين مصاديق فرقه خارج از اسلام همداستان نيستند . عده‌اى از آنان ، بىهيچ داورى و تعيين فرقه‌هاى اسلامى از غيراسلامى ، صرفا به گزارش ديدگاه‌هاى فرق پرداخته‌اند و اشاره‌اى به تكفير و خروج آنها از اسلام نكرده‌اند . « 4 » بحث و بررسى

--> ( 1 ) . مثلا بنگريد به : فهرست كتاب‌هاى : بيان الاديان ، تبصرة العوام ، الفرق المفترقه ، دربارهء اسامى فرقه‌هاى اسلامى . ( 2 ) . رازى ، ص 249 - 252 . ( 3 ) . بغدادى ، ص 12 ؛ شهرستانى ، همان ، ص 46 - 47 ؛ سبحانى ، جعفر ، بحوث فى الملل و النحل ، ج 8 ، ص 11 ، رازى ، ص 248 ؛ ابو المعالى ، بيان الاديان ، ص 51 ؛ مجلسى ، محمد باقر ، بحار الانوار ، ج 8 ، ص 244 ، براى اطلاع از مباحث فقهى نك : حكيم ، سيد محسن ، مستمسك العروة ، ج 1 ، ص 399337 ؛ بحث نجاست كافر . ( 4 ) . براى نمونه بنگريد گزارش رازى و اشعرى و شهرستانى را از عقايد برخى فرق ، نظير غاليان و معتزله و خوارج و مقايسه كنيد با داورى بغدادى ، ص 232 - 233 ، ابن حزم ، ص 271 و ملطى ، ابو الحسين ، التنبية و الردّ ص 16 - 25 و اسفراينى ، ص 123 - 145 .